|
اجتماعی فرهنگی ادبی
|
|
او به ۴۰ زبان حرف میزند
روبوتی برای چت کردن در اینترنت
جورج، ۳۹ ساله مجرد و شوخ طبع در جستجوی دوستانی
برای چت کردن در اينترنت است.
اين ها مشخصات روبوت (آدمواره) جديدی است که برای چت کردن در اينترنت از سوی رولو کارپنتر يک طراح مشهور نرم افزارهای هوشمند زبان عرضه شده است. جورج که می تواند به چهل زبان صحبت کند در هفته جاری در جشنواره انجمن علوم | ||||
|
بريتانيا در نوريک مجری مراسم خواهد بود. جورج يکی از چند آدمواره ای است که رولو کارپنتر ارائه کرده است. وقتی کاربربا جرج مشغول يک گفتگوی طولانی می شود جرج با به خاطر آوردن مکالمات رد و بدل شده پيشين، پاسخ هايی مشابه قبل می دهد. رولو کارپنتر می گويد: "مانند بسياری از ديگر چت روبوت ها، پاسخ های جورج لزوما منطقی نيست بلکه بيشتر به دنبال حفظ ارتباط با طرف مقابل و سرگرم کردن اوست". وی اميدوار است که به زودی بتواند به اين آدمواره توانايی گفتگوی رو در رو با مخاطبان را نيز بدهد. "حالا کجاشو ديدی؟" جورج اکنون يک آدمواره محبوب است که بيش از ده ميليون مراجعه کننده داشته است. از آن جا که اين نرم افزار به گونه ای طراحی شده است که ازچت هايش با کاربران برای آموختن نکات تازه بهره می گيرد، طراحی حالات فيزيکی او در پاسخ به نوشته های مخاطب نيز دستخوش تغيير می شود. کاربر: سلام جورج جورج: درود! کاربر: يه ذره درباره خودت بگو. جورج: اسم من جيمزه، جيمزباند. کاربر: خب، چه شروع باحالی جورج: حالا کجاشو ديدی؟...... اين ها نمونه ای ازشيوه گفتمان جورج در چت های اينترنتی است، او می تواند بطور همزمان با ۱۷۹ نفر گفتگو کند. | ||||
|
زندگی دوم مجازی؛ تجربه ای تازه در دنیای اینترنت | ||||
اهمیت دنیای مجازی در زندگی روزمره ما چنان است که دست کم گرفتن آن به سادگی ممکن نیست. تهیه کنندگان برنامه "برادر بزرگ" (Big Brother) تلویزیون واقع نما(Reality TV)، می گویند که قصد دارند تا سری ویژه ای از این برنامه با شرکت پرسوناژهای مجازی بسازند. شرکت کنندگان یا کسانی که این پرسوناژها را که شبیه آدمک های کارتونی هستند، روی اینترنت خلق می کنند، در خانه ای با دیوارهای شیشه ای ساکن خواهند شد، برنده این برنامه صاحب همه جزیره "زندگی دوم" می شوند. فضای اجتماعی بازنمایی "برادر بزرگ" در فضای مجازی موضوعی بحث برانگیز است . شاید جورج اورول در این باره چنین می نوشت: "اگر می خواهید تصوری از آینده داشته باشید، یک مدیر ریشوی سیستم را در نظر بیاورید که همیشه سرور را کنترل می کند." اگر چه ممکن است"زندگی دوم" هم نوع دیگری از سرگرمی آن لاین به شمار برود اما در واقع نمایانگر واقعی کاربرد فضای آن لاین است. در حال حاضر بیش از یک میلیون نفر از این بازی سه بعدی آن لاین استقبال کرده اند. شرکت کنندگان در این بازی می توانند لباس های متفاوت بر تن شخصيتهايی که خلق می کنند بپوشانند و یا در دنیای مجازی پرواز کردن با هواپیما را تجربه کنند. بسیاری از شرکت کنندگان وقت بسیاری را برای بازی سپری می کنند و از ابزارهای موجود در این بازی برای خلق فضای مجازی که دیگران را نیز به مشارکت در آن ترغیب می کند، استفاده می کنند. ارتباط اجتماعی مجازی ایده جالبی است که به مردم بگویید به یک خانه مجازی سه بعدی بر روی اینترنت بروند که تصاویر مورد علاقه شما بر روی دیوارها نصب شده است، آخرین نوشته هایتان در وبلاگ خودتان را روی میز بخوانند و تقویم و برنامه کاری تان را روی در یخچال ببینند. ولی"زندگی دوم" چیزی بیشتر از این هاست. جایی است که فن آوری و ارتباط اجتماعی در فضای مجازی مجالی برای آزمون می یابد. شاید ما هنوز در مراحل نخست پدیداری فضای آن لاین قابل استفاده باشیم، بنابراین چاره ای نداریم جز آن که با بازی در آن، کودکی دومی را به جای زندگی دوم اینترنتی، تجربه کنیم. |
|
| ||
زندگی به موسیقی نزدیک تر است تا به ریاضیات.
زیرا ریاضیات به ذهن تعلق دارد.
و زندگی در ضرب اهنگ های قلب تو به تبش در می اید.
/الماس های اشو/
![]()
![]()
![]()
۴ سپتامبر، ۱۹۹۵
ای بی (eBay)، سايت حراج اينترنتی پايه گذاری شد؛
اين سايت حراجی توسط پير اميديار،يک برنامه نويس رايانه ای پايه گذاری
شد. اولين جنسی که در اين سايت فروخته شدنشانگر ليزر شکسته ای بود
که به بهای ۱۳.۸۳ دلار به فروش رفت.
از آن زمان اين سايت به بزرگترين حراج اينترنتی جهان بدل شد.
و روزانه هزاران معامله در آن صورت می گيرد.
یادمه صادق ۳-۴ ساله بود که یه تفنگ شبیه ژ-۳ کادو گرفت. ایام جنگ بود و لابد
می تونید حدس بزنید که بازار این جور چیزا داغ. این تفنگه تیر بلاستیکی برت میکرد
و هر بار برای این کار ما مجبور بودیم گلنگدنشو بکشیم چون زور خودش
نمی رسید ولی به ما چرا می رسیدو لابد می تونید تصور کنید
روزی چند بار می گفت: اینو برا من می تشی؟
و ما باید با زبان خوش می تشیدیم و تیره هم نصیب خودمون می شد
و جاتون خالی عجب دردی هم داشت.
تازه در اوج درد ناشی از تیر ازتون می برسید تیف تردی و تو می موندی
بگی تیف تردی و یا غیض کردی .
خلاصه درو دیوارو اینه وشیشه و دلچسب تر از همه سر و کله ما بود
که اماج دولوله های ایشان قرار می گرفت و هرهر خنده که تیف تردی
چه جوری زدم بهت٫ خوب هدف درفتم٫ و خوب می تونید حدس بزنید وضع مارو.
یه روز که خاله جون میهمانی اومده بود خونه مون صادق هدفش شده بود خاله
و کلی تیف ترده بود که خاله بعد تیر خوردن نه تنها اخم نمیکنه بلکه می خنده
و از اونجایی که ما یه اتاق بیشتر نداشتیم خاله هر طرف که فرار می کرد
بالا خره تیر بهش میخورد و اخ بلندی که از سر درد و بادرد ناشی از دویدن نصیبش
شده بود.
لابد می تونید تصور کنید که بغد از گذشتن ساعتی خاله که جای تیف کردن
غیض کرده بود تفنگو با کلک و حرف و خنده از دست صادق گرفت و قایم کردو
من ندانستم کجا٫ خاله رفت واز فرداش صادق کله مارو بار گذاشت
که تفندم چی شد خاله هم که یادش رفته بود تفنگو کجا گذاشته
با غرض یا بی غرض تفنگ فراموش شد.
نزدیک عید بود و موقع خونه تکونی که تفنگ صادقو از بالای کتابخونه اتاق بیدا
کردمو با خوشحالی گفتم : مامانی تفنگت اینجا جه کار میکنه٫ کی گذوشتش
اینجا. با اخم و ناراحتی گفت: اون خاله هه٫ اون بنجنسه٫ همون که بهش
میگن حاج خانم٫ من نتونستم جلوی خنده مو بگیرمو حالا نخندو کی بخند
صادقم که فکر کرده بود اونو مسخره میکنم تفنگو برت کرد زمین
که چشمتون روز بد نبینه و تفنگ شد دو تکه.
و لابد می تو نید حدس بزنید بعدش چی شد گریه و زاری و حالا بیا درستش کن.
عید امد و خاله که خبر شده بود چی شده عیدی یه تفنگ خوشگلتر از اون و
تیردارتر از اون برای صادق خریدو صادق وقتی کادوشو باز کرد کلی تیف کردو
گفت میشه اینو برام بتشی؟ گفتم: چه کادویی دوستش داری گفت معلومه خاله
جونم برام خریده.
گفتم اهان اون بنجنسه اون که بهش میگن حاج خانم٫ و اینبار نوبت صادق بود
که بزنه زیر خنده.
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک وطن نیست
این خاک قشنگ است ولی خاک وطن نیست
این خانه من نیست
میراث کهن ما در جای دیگری خفته است که انجا خانه من است و اشیانه من.
(خطی از اهنگ این خانه وطن نیست/ محبوب الله محبوب/خواننده افغان)
کلمات و واژه هاو اندیشه ها نوعی دینامیت هستند که در کمال دقت
و فهم و شعور باید به انها نزدیک شد و انهارا به کار برد.
کلمات ناشی از عصبانیت و نفرت و کلمات ناشی از عشق ومحبت.
وقتی معرفت بیدا شود بایه و زیر بنای اعتقاد تو عشق می شود
و ان گاه هر جه که انجام می دهی تکلف نیست
بلکه تشرف ا ست.
دیدمت که در استانه در ایستاده ای/ و خیره به راهی می نگری /
که شاید از ان امده بودی /
مات بودی و مبهوت٫ بی هیچ کلامی و سلامی/
دیدمت که در استانه در ایستاده ای/و قدمهایت یکی درون و یکی بیرون خانه/
و نگاهت به خانه و به راهی که شاید از ان امده بودی/
و نمی دانستم امده ای بمانی و یا به رفتن می اندیشی/
و دیدمت که در استانه در ایستاده ای و دستهایت/
یکی تکیه بر دیوار کاهگلی و دیگری اشاره به راهی /
که شاید از ان امده بودی/
و کوله بار خاکیت لمیده بر باشنه در ٫ خستگی در می کرد/
و نمی دانستم برش دارم و خوشامدت گویم/و یا به دستت دهم
و خدا حافظت گویم/
و تو هنوز در استان در ایستاده بودی/ و من نگاهم به راهی
که شاید از ان امده بودی/
و دیدمت که به حوض حیاط می نگری/ وگلدانهای یاس
و محبوبه و شمعدانی /را نگاه نگاه می شماری/
و سینی اب و قران و گل را می نگری/
و دیدمت که رنگ رنگ می شوی و دگرگون و دلتنگ/
چشمان نجیبت حیاط را می کاوید و لبان بسته ات زمزمه می کرد/
قدمهایت نگران بود/و دستهایم لرزان/ و دستهایم
اب درون سینی را نه بشت سرت که بیش رویت
روی دیوار کاهگلی خانه باشید/
عطر کاهگل همه جا بیجید و.........../و تو امدی
تا نزدیک یاس و شمعدانی و قران/
دست هایم تبدار بود و.............../ و تو از زیر قران گذشتی/
و قدم به درون دلم نهادی و/
گفتی سلام٫ من امده ام که بمانم/ دستهای لرزانم چشمانم را بوشید/
بدانچه بودنی است و انتظار ان می رود شتاب میارید و ان را که فردا خواهد اورد
دیر مشمارید.
چه بساشتابکار ی که چون به چیزی خواست رسید.دوست داشت که کاش ان را
نمی د ید.
و چه نزدیک است امروز به فردایی که سبیده ان خواهد دمید.
نهج البلاغه/ خ ۱۵۰
تحلیل جامعهشناختی پدیده
اس.ام.اس ایرانی
رضا شوقی
“وقتی میری زیر بارون، هر چقدر که بتونی بارون جمع کنی، منو همونقدر
دوست داری، هر چقدر هم که نتونی جم کنی و بریزه زمین، همونقدر من تو رو
دوست دارم".
این متن اس.ام.اس خانم جوانی است که به اشتباه برای دوست شوهرش
میفرستد و از قضا شوهر او هم با خبر می شود و خلاصه کار تا پای
طلاق بالا میگیرد!
اگر شما در ایران زندگی میکنید و مجهز به یک دستگاه موبایل هم هستند،
داستان اس ام اس برایتان داستان جدیدی نیست. شما خود هر روز تعداد فراونی
اس.ام.اس دریافت میکنید. محتوای این پیامها همیشه خبری از جانب
آشنایان یا تذکر نکات مغفول از ناحیه خانواده نیست. چه بسیار زنگها که برای
پیامهای دیگری به صدا در میآیند. مضمون این پیامها هرگز یکسان نبوده و
طیفی که شعاع آن را بهتر است از شیر مرغ تا جان آدمیزاد گسترده بدانیم، در
بر می گیرد.
فراوانی و تنوع اس.ام.اس به گونهای است که میتوان ادعا کرد اس.ام.اس
در ایران از کارکرد اصلی خود که انتقال پیام شخصی و خصوصی است خارج
شده و کارکردی ثانوی، و چه بسا قابل توجهتر از کارکرد نخست، پیدا کرده
است. در این کارکرد، بسیاری از پیامها جنبه عمومی و غیر شخصی دارند.
انتقال پیام خصوصی، کارکرد خود موبایل (ارتباط صوتی) نیز هست
اما وجود عواملی (که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد) سبب شده است
که ما خروج از کارکرد اصلی را تنها در مورد اس ام اس بپذیریم.
تولد اس ام اس :انتقال پیام شخصی و خصوصی به طریق نوشتاری یا همان
اس.ام.اس (پیام کوتاه) اولین بار در سال ۱۹۹۰ در اروپا متولد شد و در سال
۱۹۹۸ با تکمیل فنآوریهای جانبی، به بلوغ و محبوبیت عمومی رسید.
تاسیسات فنی اس.ام.اس در ایران با تاخیر فراوان، در اواخر سال ۱۳۸۱
شمسی (اوایل سال ۲۰۰۳ میلادی) در شرکت مخابرات راهاندازی شد و از آن
پس با شتابی فزاینده رشد و گسترش پیدا کرد. به حدی که به عنوان مثال تنها
ظرف ۶ روز٬ از ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ تا ۶ فروردین ۱۳۸۵، ۱۷۵ میلیون اس ام
اس به قیمت تقریبی دو میلیارد تومان، به نواحی مختلف کشور ارسال شد. از
این میان تنها سهم روز اول سال ۸۵ بیش از ۳۰ میلیون پیام کوتاه بوده است.
فزونی شمارگان اس.ام.اسهای ارسالی به خوبی بیانگر میزان محبوبیت این
وسیله ارتباطی در ایران است، اما پیش از آنکه به علل محبوبیت آن بپردازیم
لازم است از بحث آمار و ارقام کمی فاصله گرفته و تا حد مقدور به محتوای
اس ام اس های رد و بدل شده در ایران توجه کنیم.
گونهشناسی اس ام اس :
گرچه تا به حال تحقیق آماری در مورد اس.ام.اسها
در ایران انجام نشده است، اما با رجوع به منابعی چون اینترنت و با پرسش از
برخی ارسال و دریافت کنندگان پیام کوتاه میتوان گونههای زیر را برای
اس.ام.اس برشمرد.
از آنجا که آمار جامعی در دسترس نیست، ترتیب زیر نمیتواند گویای ترتیب
بیشترین و کمترینها باشد.
-۱ طنز و فکاهی
-۲
-۳
حوادث اجتماعی، مناسبت ها و...)
-۴
-۷
-۱۰
-۱۲
طنز و فکاهی :بچه هویجه با مامانش می رن بیرون، وسط راه میگه: مامان
مامان! من آب هویج دارم!
یکی زنگ میزنه هواشناسی میگه: آقا خیلی ممنون، دیروز هوا خیلی خوب بود
سیاسی اجتماعی :هموطن، در باغ شهادت هنوز باز است!
هواپیمایی جمهوری اسلامی.
بوش بعد از مسلمان شدن به احمدی نژاد گفت: انرژی هستهای رو ولش،
این صیغه که میگن چیه؟
خبرنگار خارجی میآد تهران، میره مسجد میبینه همه صف ایستادن برا
غذا.میگه مگه اینجا نماز نمیخونن؟ میگن نماز میخوای برو دانشگاه تهران.
میگه پس دانشجوها کجان؟ میگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو
زندان اوین. میگه مگه دزدا رو نمیبرن زندان؟ میگن زکی! پس کی...
حوادث اجتماعی : جدید ترین ضرب المثل چینی میگوید: یک ایرانی اگر
هواپیمایش سقوط نکند، از حوادث رانندگی جان سالم به در ببرد، آلودگی هوا
زندهاش بگذارد و زلزله زیر آوار لهاش